حسن حسن زاده آملى

418

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)

يعنى : « بدانكه بر آنچه گفته شد كه مدركات ذاتى تو ( يعنى مدركات بالذات تو ) از محسوسات ظاهره و باطنه در عالم تو است لا غير ، حدوث عالم به معنى ديگر لطيف جز آنچه كه در تحريرات ما از حدوث ذاتى و دهرى و زمانى يعنى تجدد ذاتى جوهرى گفته‌ايم ، متفرع مىشود و آن اينكه وجود عالمى كه براى ما است حادث زمانى است و چنان كه حادث زمانى بائد و داثر است پس حدوث عالم متعلّق به حدوث انسان طبيعى ، و بوار او به بوار او است » . پس نفس ناطقه عالمى مىشود حادث زمانى كه مضاهى با عالم عينى خارج است ، و اين خود يكى از اسرار و موارد حدوث زمانى عالم است كه مبتنى بر اتّحاد مدرك و مدرك است كه انسان سازندهء خود است كه از عالم ، عالم مىرويد چنان كه گندم از گندم . اين مطلب عالى كه انسان خود عالم حادث است مفتاح كثيرى از حقائق و رقائق است و بسيارى از اسرار آيات قرآنيّه و رموز روايات صادره از آل عصمت دربارهء اطوار انسان و بروز احوال او از لذات و آلام در عوالم و نشئات عديده به اين مطلب شامخ دانسته مىشود . ب - تبصره : [ وجود جنت و نار در جميع عوالم ] از نظر اعلاى عرفانى كه ممضاى عقل و شرع بلكه لبّ دين و شريعت است هريك از بهشت و دوزخ را در همهء عوالم از حضرت علميّه تا عالم جسمانى مظاهر است ، و هريك از اين مظاهر مظهر اسمى از اسماء الله است ، و نيز هريك از اين مظاهر را در هر عالم صورى و لوازمى است كه لايق به همان عالم مىباشد كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذِي رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً - الآية « 1 » . كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ « 2 » . « اسماؤه تعالى جماليّة و الجنّة مظهرها ، و جلاليّة و النار مظهرها ؛ و لذا قسّمت الدار الآخرة بالجنّة و النار « 3 » » . و اين اشارات را حقائقى است و بحث در آنها را بسطى بايد و برخى از اسرار

--> ( 1 ) - سورهء بقره 2 - آيهء 25 . ( 2 ) - سورهء نساء 4 - آيهء 57 . ( 3 ) - « شرح قيصرى بر فصوص » ، فصّ ابراهيمى ص 78 .